آه از توشه اندک ، و درازی راه

admin ۹:۵۲ ب.ظ ۰

ضرار بن ضمرء ضباعی ،(۲) از یاران امام علیه السلام به شام رفت ، بر معاویه وارد شد . معاویه از او خواست از حالات امام بگوید ، گفت : علی را در حالی دیدم که شب ، پرده های خود را افکنده بود ، و او در محراب ایستاده ، محاسن را به دست گرفته ، چون مار گزیده به خود می پیچید ، محزون می گریست و می گفت :

ای دنیا !! ای دنیای حرام ! از من دور شو ، ایا برای من خود نمایی می کنی ؟ آیا شیفته من شده ای تا روزی در دل من جای گیری ؟ هرگز مبادا ! غیر مرا بفریب ، که مرا در تو هیچ نیازی نیست ، تو را سه طلاقه کرده ام ،  تا بازگشتی نباشد ، دوران زندگی تو کوتاه ، ارزش تو اندک ، و ارزوی تو پست است . آه از توشه اندک ، و درازی راه ، و دوری منزل ، و عظمت روز قیامت ! . 

نهج البلاغه حکمت ۷۷ ترجمه محمد دشتی

 

2. به نقل قاموس الرجال ج ۵ ص ۱۴۹ – و در مروج الذهب ضرار بن حمزه ، در شرح ابن الحدید ، ضرار بن ضمره الضابی ثبت شد

فرستادن دیدگاه »

عضویت در خبرنامه

مطالب جدید بهشت مسلمین در ایمیل شما

به ما بپیوندیـــــد