اخلاق به چه معناست؟

mahdi ۱۱:۰۵ ق.ظ ۰

تعریف اخلاق

اخلاق ملکه‌ی نفسانی است که موجب صادر شدن فعل به سهولت و آسانی است و نیازی به فکر و اندیشه ندارد.

فطرت آن است که مزاج انسان اقتضای آن را می‌کند و آماده‌ی پذیرش حالی از احوال است. مثل کسی که از اندک خبر ناگوار ترس و ناراحتی بر او غالب می‌شود.

امّا عادت آن است که در ابتدای امر انسان با فکر و اندیشه و با زحمت و دشواری کاری را شروع می‌کند و با تمرین فراوان با آن کار انس و الفت می‌گیرد و سپس به راحتی و آسانی و بدون فکر و اندیشه آن عمل از او صادر می‌شود تا این‌که به صورت اخلاق او در می‌آید.

مردم چنان آفریده شده‌اند که هر نوع اخلاقی را که بخواهند می‌توانند به خود بگیرند. کودکان و نوجوانان در اثر همنشینی با کسانی که دارای اخلاق بد یا خوب هستند، اخلاق آن‌ها را فرا می‌گیرند هر چند که قبل از این دارای اخلاق دیگری بوده‌اند.

رواقیان گفته‌اند که: همه‌ی مردم بر طبیعت خیر آفریده شده‌اند و با هم‌نشینی و مجالست اشرار به تدریج طبیعتِ شرارت و بدکرداری در آنان راسخ می‌گردد. گروه دیگری عقیده داشتند که: مردم از طینت پست  و طبیعت چرکین آفریده شده‌اند و در اصل طبیعت آنان شرارت مستقر است و اگر بخواهند خوبی را بپذیرند، باید تعلیم و تربیت شوند. برخی از مردم که به نهایت شرارت رسیده باشند، تعلیم و تربیت نمی‌پذیرند و اصلاح نمی‌شوند  و آن‌ها که اصلاح‌پذیراند اگر از ابتدای زندگی با اهل فضل و خیر هم‌نشینی کنند، با  فضیلت و اهل خیر می‌شوند، و گرنه بر طبیعت اصلی خود یعنی پستی و رزالت می‌مانند.

جالینوس عقیده دارد که بعضی از مردم فطرتاً اهل خیر و برخی فطرتاً اهل شرّ هستند و باقی مردم متوسّطِ میان این دو و قابلیّتِ پذیرش هر کدام از طرفین را دارند.

ارسطو گفته است اشرار می‌توانند به وسیله‌ی تربیت و تعلیم، مبدّل به اخبار گردند و تکرار نصایح و مواعظ و تربیت متوالی و تهذیب و مؤاخذه با تدبیر صحیح، بدون شک اثر خواهد گذارد. دسته‌ای از مردم هستند که زودتر قبول تربیت می‌کنند و دسته‌ای دیگر به کُندی و دشواری ملتزم به فضائل و آداب می‌شوند. برخی از فلاسفه معتقدند: هیچ خوی و خُلقی ذاتی انسان نیست و هر نوع اخلاقی قابل تغییر است. اگر اخلاق انسان ذاتی باشد، صاحبان عقل به تأدیب کودکان و تهذیب جوانان و استحکام اخلاق و عادت نیکو نمی‌پرداختند. اخلاقِ مردم مانند صورت‌هایشان به یکدیگر شبیه نیست. برخی از مردم در بند غضب گرفت‌اند و برخی در ریسمان شهوت اسیر و گروهی در زنجیر حرص و برخی دچار تکبّر. آن‌چه ابتدا انسان را ادب می‌کند، شریعت و دین الهی است و بعد انسان‌های صاحب تشخیص و تمییز.

پس باید پدر و مادر، فرزندانِ خود را قید شریعت الهی بیاورند و به انواع تدبیرها آنان را اصلاح کنند. آن عدّه از کودکان را که نیازمند به تنبیه بدنی هستند، به اندازه‌ی نیاز نیاز تنبیه کنند و عدّه‌ای را که می توان با عدّه‌ی خوب اصلاح کرد، از وعده دادن دریغ ننمایند و خلاصه فرزندان خود را به آدابِ پسندیده و عادت‌های زیبا وادار کنند تا وقتی به عقل کامل برسند، از این اخلاق نیکو بهره‌مند شوند و دلیل تربیت پدر و مادر را بفهمند.

منبع:خلاصه و گزیده‌ی کتاب تهذیب نفس اثر سید محمدرضا غیاثی کرمانی، اقتباس از اخلاق ناصری، دفتر انتشارات اسلامی

فرستادن دیدگاه »

عضویت در خبرنامه

مطالب جدید بهشت مسلمین در ایمیل شما

به ما بپیوندیـــــد