خزان علی

تصویردل ۶:۴۷ ب.ظ ۱

زندگی در دل این شهر حرام است علی

به خدا کار من خسته تمام است علی

طایر عشق تو را بال و پری نیست دگر

مرغ عمرم بنگر بر سر بام است علی

غم مخور هیچ، که در شهر سلامت نکنند

به لب بسته ی من باغ سلام است علی

با اشاره غم دل با پسرم می گویم

ذوالفقار حسن من به نیام است علی

تو طبیبانه به بهبود من زار نکوش

عمر بیمار تو امروز تمام است علی

تو و این شهر بگویید به حالم پس از این

به دل قاتل من عیش مدام است علی

شب تشییع، تنم را تو از آن کوچه مبر

آخرین خواهشم و ختم کلام است علی

یک دیدگاه »

  1. حسن اردیبهشت ۳, ۱۳۹۱ at ۹:۵۷ ب.ظ - پاسخ

    قشنگ و زیبا بود تصویر دل جان

فرستادن دیدگاه »

عضویت در خبرنامه

مطالب جدید بهشت مسلمین در ایمیل شما

به ما بپیوندیـــــد