خون تو پایانی ندارد

تصویردل ۱۲:۵۵ ب.ظ ۰

null

روز اول که خدا کرب و بلا را می ساخت

هر چه در چنته هنر داشت هویدا می ساخت

آن زمان آب فراتی که در این دشت نبود

گریۀ حور و ملک صحنه دریا می ساخت

سال ها خاک کف پای تو از عرش گرفت

جمع شد تا که از آن تربت اعلا می ساخت

عطر سیبی که همه دشت از آن آکنده است

از نفس ها و دم حضرت زهرا می ساخت

تا که بی قبله نماند دل عشاق جهان

کعبه اصلی خود دور تو مولا می ساخت

هر که پابوس تو آمد چو مسیحا می شد

ز غبار قدمت این همه عیسی می ساخت

تا که از چشم نیفتد در و دیوار بهشت

از روی نقشه طف، جنت خود را می ساخت

تا نمازش شود از هر چه عبادت برتر

مهر ها را همه از تربت آقا می ساخت

فرستادن دیدگاه »

عضویت در خبرنامه

مطالب جدید بهشت مسلمین در ایمیل شما

به ما بپیوندیـــــد